در دنیای فیزیکی و مجازی ، بعضی اشخاص فعالیت های جالبی و فوق العاده ای انجام میدهند که یا ابتکار عمل است و یا تقلید ، در نتیجه به مزاج شخص دیگری خوش میاید و تصمیم بر تقلید میگیرد.
“تقلید” بر حسب سطح تفکر و استدلال ، میتواند برای هر شخص دیگری مفید یا مضر باشد؛ همین اثر مثبت یا منفی هم شاخصه ای از پیش مشخص شده نیست ، یک حالت نسبی برای اشخاص میتواند مختلف باشد ، برای یک نفر خوب و دیگری بد.
من هم از این شرایط مثتثنی نیستم!
من هم تقلید را دوست دارم ، داشتن یک شخصیت خاص را دوست دارم و سعی بر تقلید از بزرگان میکنم تا شخصیتی بسازم نزدیک به ایده آل ذهنیم ؛ ولی خوب میدانم که این تقلید ها پایانی ندارد ، هر بار ذهنیت کامل تر و هر بار شخصی خاص تر ؛ اما باید حواسمان باشد که کار به مقایسه نرسد ، چون این حالت دیگر از منطق خارج میشود ، و در نتیجه بحران سنگینی در زندگی آدم ایجاد میکند.

پینوشت: در جهانی که گفتار و شعار فراوان است، عملگرایی همان نوریست که از دستها میتابد. این تصویر، لحظهای را ثبت میکند که اندیشه از ذهن عبور کرده و در حرکت انگشتان، در لمس خاک، و در نوشتن واژهها تجسم مییابد. تقلید در اینجا نه تکرار کور، بلکه پلیست به سوی مهارت، تجربه، و شکوفایی. استاد با سکوتی آرام، مسیر را نشان میدهد؛ شاگرد با دستهایی در کار، آن مسیر را میسازد.
یه جا به نقل از کتاب شهید مطهری خوانده بودم: هر انسان بزرگی ، بزرگوار نیست!
یک نفر می تواند به دلیل کار های بزرگی که انجام داده و سعی و تلاش های طاقت فرسایی که کرده و یا اینکه تحت شرایط انتصابی (موقعیت خانوادگی و شرایط مشابه) بزرگ باشد ولی بزرگوار نباشد.
باید همیشه واقع گرایانه فکر کرد ، و روز هایی به خلوت کردن با خود و فکر کردن به رفتار و عملکرد در یک بازه زمانی مشخص و همچنین بررسی ابعاد شخصیتی کنونی پرداخت که البته خودم تنبل تر از آن هستم که به چنین روتینی هنوز دست پیدا کرده باشم ؛ ولی خوب این یکی از شاکله های رسیدن به شخصیت ذهنیم است.
خیلی علاقه مند هستم به وبلاگ نویسانی که با ادبیاتی قوی و محتوایی بسیار موثر و ارزنده در این عرصه فعالیت می کنند؛ همچنین همین افراد در زمینه تحصیلی ، شغلی و اجتماعی مرتبه و جایگاه بالایی کسب کرده اند که بنظرم این اقدامات فوق برنامه در کسب چنین مرتبه ای بی تاثیر نبوده.
البته که ممکن است برخی از دیدگاه ها و اعتقادات من با آنها در تضاد باشد ، تقلید قرار نیست همه جانبه باشد!
هر تقلیدی باید برحسب یک یا تعدادی از صفت های انتخابی اشخاص صورت گیرد مگر آنکه معصوم و عاری از گناه و اشتباه باشد: “ائمه اطهار”
اگر که در حد همین امورات فرعی بخواهم مثال بزنم همین مورد وبلاگ نویسی، من هم دوست دارم مثل “امیر محمد قربانی” و شاید قوی تر از آن “محمدرضا شعبانعلی”(موسس متمم) مقالات جذاب و قوی منتشر کنم و چنین دیدگاه عمیقی به روز نوشت پیدا کنم ؛ البته منکر این نیستم که این افراد سال هاست در این عرصه فعالیت میکنند و پایه و زیربنای خیلی قوی دارند و انتظار هم ندارم که دو روزه به چنین جایگاهی برسم اما بعید هم نمیدانم؛ هر چقدر هم ضعیف اما عملگرایی را انتخاب میکنم.
کسی که منتظر است تا آن فرصت ایده آل فرابرسد و آنوقت دست به اقدام بزند، از نظر خیلی ها این دیدگاه بطور 100% اشتباه است و صریحاً این طرز فکر را رد می کنند؛ من هم نمی خواهم بگویم ذهنیتی درست است. ولی بسته به شرایط میتواند نسبی باشد گاهی اوقات ایجاب میکند که صبر کرد تا با آمادگی کامل به عرصه وارد شد گاهی اوقات هم این کار صرفاً باعث توقف پیشروی میشود…
مستقیما یک مثال می زنم: در مطالعه دروس محاسباتی ، بطور قطع میگویم که علت ضعیف بودن بسیاری از افراد ، که نمی توانند با چنین دروسی ارتباط برقرار کنند ، ترس از مواجه شدن با مسئله است (میترسند به سوال نگاه کنند) ؛ بهتر بگویم : منتظرند تا در یک حالت ایده آل و اشباع برسند تا مبادا موقع حل سوال نتوانند مسئله را درک کنند.
طبق شناخت و تجربه ای که از خودم و اطرافیان پشت کنکوری در فضای سالن مطالعه دارم ، می دانم که اکثراً ترجیح میدهند فعلاً مثال های حل شده را نگاه کنند و درسنامه بخوانند تا در آینده بتوانند مسائل را حل کنند، ولی همچین اتفاقی نخواهد افتاد. تا همان آینده همچنان در حال مطالعه درسنامه هستند!
اگر بخواهم روند مطالعه چنین دروسی را از نظر اهمیت اولویت بندی کنم ، مواجه شدن با سوالاتی که حتی درسنامه آن بطور کامل مطالعه نشده و کلنجار رفتن با مسئله ای که حتی ایده حل آن را دقیق نمی دانیم ، یقیناً بهترین روش مطالعه کردن است.
آنقدر باید حس نیاز و خلأ را در ذهن ایجاد کنی یا اصطلاحا ذهنت را گرسنه پاسخ مسئله کنی ، تا بعد از مشاهده پاسخ نامه ، جواب در اعماق ذهنت حک شود.
این روش را من بارها برای بسیاری از دروس پیچیده به کار گرفتم و همیشه هم نتیجه مطلوب نظرم شد.
تصمیم دارم اکنون در این وبلاگ هم در حد وسع و توان شروع به نوشتن کنم ، تا در طول مسیر قدم به قدم سطح نوشتاری و تفکر استدلالی افزایش پیدا کند ، در در نهایت باب میل شما مخاطب عزیز هم نوشته شود.
امیدوارم که در بخش نظرات من رو با دیدگاه یا نظرت مهمان کنی.
